تبليغاتX
وبلاگ سوخته

سلام . . .

اولا طاعات قبول .   دوما  باید امروز از یه مطلبی دیگه براتون بگم  و اونم اینکه ما آدمها چرا با وجود اینکه

می دونیم  اما به آرامش نرسیدیم چرا هنوز از هم دوریم  چرا با هم پدر کشته گی داریم  چرا هنوز که

هنوز  جامعه بشریمون عین یه تیکه پازل پاشیده است کی میخوایم جمع شیم دور هم کی میخوایم

معنی بدیم کی میخوایم کامل بشیم  دولت مردان در سرتاسر جهان سر ملتشون کلاه میذارن این هوا

خلاصه حتی سر خودمون هم کلاه میذاریم مگه آخه قرار نبود ما آدم  باشیم  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب حداقل نگیم من ملک بودم و فردوس برین جایم بود  . . .

بیاید بگیم همینی که هستیم  قبلش هم همین بودیم البته روز به روز بدی هامون رو آپ می کنین

ولی محسناتمون بابارن اندیشه و همدلی و مهربانی دور گذاشتیم  آخرش هم پلاسیده شدن . . .

خلاصه داشته ها و دونسته هامونم گویی به دردمون نمی خوره . . .

تموم ماه رمضونا به خروجی ماه فکر می کنم انگار تمرین و تقلید آدم شدن رو  فقط تو این ماه می دونیم

اما این جور نیست بیاید فکری برا رسم آدمییتمون بکنیم بیاید از خودمون ایراد بگیریم جلسه تفهیم

اتهامات و  اشتباهات برا خودمون علم کنیم نه ایرادهای توحیدی و کفر آمیز ما لیاقت وجود داشتیم پس

خلق کرد بقیه راه رو باید بریم . . .

آدم باشیم !!!!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 12:20 توسط سوخته |