دوستان عزیز قصد دارم مطالب اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب رو
به جایی دیگر از وبلاگم منتقل و در صفحه اصلی مطالبی از دل نوشته
های خودم رو قرار بدم خوشحال میشم نظر شما دوستان عزیز رو در
مورد این طرح جدید بدونم . . .
موفق و سر بلند باشید . . .
بنام عشق مطلق
افـتـتاحیه سال 1387خورشیدی..............................
مهمون عزیزم سلام........
به همین راحتی اومد و به همون راحتی هم رفت...
سال رو میگم ...
سال86 رفت وسال 87 اومد ...
سال جدید اومد در حالی که ما یک سال پیر تر از قبل شدیم...
سال جدید اومد در حالی که تنها تر از قبل من موندم و تو ، با دلی سرشار
از خاطرات تلخ و شیرین با بسیاری از ناملایمتی ها و کژ روی های
سرنوشت ؛ آری من و تو موندیم با کوله باری از آمال و آرزوها هنوز
خستگی سال قبل از تنمون در نرفته سالی دیگر اومد با غمهایی مضاعف
بر غمهای سال قبل ، هنوز آرزوهای سال قبل برآورده نشده فضای جدید
سال جدید آرزوهای نو تری رو در آدم زنده می کنه اخص در جوون
زنده دل و ضمیر روشن البته اگه عوامل انسانی و حکومتی بزارن کسی
به آرزوش برسه...
از خدا می خوام که همه توی این سال جدید به آرزوهاشون برسن به ویژه
جوونای عزیز....
سالی خوب و پر از عاطفه و عشق به یکدیگر رو براتون آرزو می کنم...
دلم بسیار گرفته سنگینی غم عجیبی رو در سینم حس می کنم...
سری است اندر دل اگر گویم زبان سوزد ...
و اگر پنهان کنم دانم که مغز استخوان سوزد ...
چیزی نگفتن بهتر است تکرار طوطی وار من ....

ادامه بحث گذشته در سال 1386
آيا اخلاق جنسی قديم را بايد حفظ كرد ويا بايد آنرا در هم ريخت و اخلاق
نوين جايگزين آن ساخت .
ويل دورانت ، با اينكه ريشه اخلاق را نه طبيعت ، بلكه پيش آمدهائی كه
احيانا تلخ و ناگوار و ظالمانه بوده است میداند ! مدعی است كه اين اخلاق
هر چند معايبی دارد اما چون مظهر انتخاب اصلح در مسير تكامل است بهتر
اين است حفظ شود .
وی درباره احترام بكارت و مسئله حيا و احساس شرم میگويد : " عادات
و سنن قديمی اجتماع ، نماينده انتخاب طبيعی است كه انسان در طی قرون
متوالی پس از گذشتن از اشتباهات بيشمار كرده ، و به همين جهت بايد
گفت با وجود آنكه احترام بكارت و احساس شرم ، از امور نسبی هستند و با
وضع ازدواج از راه خريداری زن ارتباط دارند و سبب بيماريهای عصبی میشوند
، پارهای فوائد اجتماعی دارند و برای مساعدت در بقای جنسی يكی از عوامل
بشمار میرود.
فرويد و اتباع وی عقيده ديگری دارند ، مدعی هستند كه اخلاق كهن را در
امور جنسی بايد واژگون كرد و اخلاق جديدی را جايگزين آن نمود . به عقيده فرويد و اتباع
وی ، اخلاق جنسی كهن بر
اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتی بر سر بشر آمده است از
ممنوعيتها و محروميتها و ترسها و وحشتهای ناشی از اين ممنوعيتها كه در
ضمير باطن بشر جايگزين گشته آمده است .
برتراند راسل نيز در اخلاق نوينی كه پيشنهاد میكند همين مطلب را اساس
قرار میدهد .
او به عقيده خود در زمينه اخلاق جنسی از منطقی دفاع میكند كه در آن
احساساتی از قبيل احساس شرم ، احساس عفاف و تقوا ، غيرت ( حسادت از
نظر او ) و هيچ گونه احساس ديگری از اين گونه كه وی و امثال او آنها را
" تابو " میخوانند وجود نداشته باشد .
معانی و مفاهيمی از قبيل : زشتی ، بدی ، رسوائی در آن راه نيابد ، فقط
متكی به عقل و تفكر بوده باشد ، محدوديت جنسی را فقط آنقدر میپذيرد كه
در مورد ممنوعيتهای غذائی قابل پذيرش است . وی در كتاب " جهانی كه من
میشناسم " در فصل مربوط به اخلاق تابو در پاسخ پرسشی كه از وی میشود به
اينكه : " آيا هيچ گونه پند و اندرزی برای كسانی كه بخواهند درباره امور
جنسی خط مشی درست و عاقلانهای در پيش گيرند داريد ؟ "
ادامه بحث در ماه آینده .........




