تبليغاتX
وبلاگ سوخته

                                       بسم الله الرحمن الرحیم

 

اختتامیه سال 1386...

 

یک سال گذشت تو این سال طبیعت و سرنوشت خیلی از غم ها و شادی ها را بر ما تحمیل

 

کرد ولی باید این را بدانیم که جهان هستی و هر آنچه در آن است برای ما خلق شده و ما باید

 

سرنوشت خودمون رو خودمون رقم بزنیم ما می تونیم از تموم لحظه لحظه های زندگی هم

 

سود و استفاده رو ببریم و هم می تونیم خدای نکرده سوء استفاده بکنیم....

 

اینو بدونید دوستان عزیزم زندگی بی عشق هیچ است هیچ ، پس در کنار هم باشید و بدونید

 

آدمها عین پازل می مونن کامل نمیشن و معنی پیدا نمی کنن تا زمانی که در کنار هم نباشند

 

پس در کنار هم باشید در کنار آلام و آمال تلخ و شیرین....

 

با تشکر سجاد فتاحی مدیر وبلاگ www.sajjad-fattahi.blogfa.com

 

در اینجا هم وظیفه خودم می دونم که از تمامی کسانی که توی این چند مدت لطف کردن و به

 

ما سر زدن چه اونایی که تشویق کردن ، چه اونایی که انتقاد کردن ، و چه اونایی که ناسزا و

 

فحش بارمون کردن همه به اندازه وسعت دلشون برای ما قابل احترام بوده و هستن ما که

 

دلمون وسعتش به اندازه یه آبگیر کوچیک کنار یه پیاه رو خسته توی یه روز بارونی هم نبود

 

ولی چون شما عزیزان رو می دید با یه استعداد دریایی به استقبال شما می آمد...

 

از همه ممنونم و امیدوارم در سال آینده ما رو دوباره مثل همیشه مورد تفقد قرار بدید و

 

سربزنید و با نظرات کارگرتون ما رو یاری کنید از خدای عزیز سالی پر از بهروزی و

 

پیروزی را برای شما و خانواده محترمتون و هر کسی رو که دوستش دارین و براتون قابل

 

احترامه آرزو می کنم....

 

امیدوارم خوش و خرم باشید.....

 

دستام رو سایبون چشمام کردم و منتظر تجلی و حضور مهربانی های شما در وبلاگم هستم.

 

به امید سالی دیگر با روابطی تنگ تر و عاطفی تر....

 

سال 1387خورشیدی  بر شما عزیزان مبارک باد همچنین بر اون کسی که سالها انتظارش رو کشیدم و

 

هیچ وقت نفهمید که دوستش دارم....

 

عیدتون مبارک

 

 

این هم نمایی از پار کوهستان در شهر من کرمانشاه....

 

امیدوارم تعطیلات عید در خدمت شما هموطنان عزیز باشیم....

 

پارک کوهستان کرمانشاه

 

این هم تصویری از غروب زیبای دریاچه طاقبستان یا تفریگاه خسرو پرویز یعنی

 

طاقبستان....

 

طاقبستان محلی بسیار زیباست که شما را به دیدنش دعوت می کنم...

 

غروب دریاچه طاقبستان....

 

 

 همه شما عزیزان رو به خدا می سپارم انشاءالله که ایام به کام باشه....

 

نظر یادتون نره....

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 5:5 توسط سوخته |



                              

                                 بسم الله الرحمن الرحیم

 

                  السلام علیک یا علی بن موسی لرضا صلوات الله علیه

 

   شهادت سلطان سریر ارتضا آقا علی بن موسی الرضا المرتضی صلوات الله علیه

 

                   بر تمامی عاشقان علم و هدایت و قلم تسلیت باد.....

 

 

                     اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب

 

ادامه بحث گذشته :

 

در صفحات گذشته بحث مختصری در اطراف عقيده رائج جهان قديم به پليدی‏

ذاتی روابط جنسی مطلقا ، و تأثير سوء عميق اين عقيده در آشفته ساختن ضمير

بشر ايراد و به منطق عالی خدائی اسلام در اين زمينه اشاره شد در اين‏

صفحات آراء و عقايد متفكرين جديد در اين زمينه كه درست در نقطه مقابل‏

اسلاف خودشان است مورد بحث و تحقيق قرار می‏گيرد .

 

اخلاق جنسی (  ( ۱

اخلاق جنسی قسمتی از اخلاق به معنی عام است . شامل آن عده از عادات و ملكات و روشهای

 

بشری است كه با غريزه جنسی بستگی دارد . حياء زن از مرد ، غيرت ناموسی مرد ، عفاف و

 

وفاداری زن نسبت به شوهر ، ستر عورت ، ستر بدن زن از غير محارم ، منع زنا ، منع‏ تمتع

 

نظری و لمسی از غيرهمسر قانونی ، منع ازدواج با محارم ، منع نزديكی‏ با زن در ايام عادت ،

 

منع نشر صور قبيحه ،تقدس يا پليدی تجرد جزء اخلاق‏ و عادات جنسی بشمار می‏روند . اخلاق

 

جنسی به حكم قوت و قدرت فوق العاده غريزه كه اين قسمت از اخلاق بشری وابسته به آن است

 

، همواره مهمترين بخشهای اخلاق به شمار می‏رفته‏ است . ويل دورانت می‏گويد : " سر و سامان

 

بخشيدن به روابط جنسی هميشه‏ مهمترين وظيفه اخلاقی به شمار می‏رفته است ، زيرا غريزه

 

توليد مثل ، نه‏ تنها در حين ازدواج بلكه قبل و بعد آن نيز مشكلاتی فراهم می‏آورد . و در نتيجه

 

شدت وحدت همين غريزه و نافرمان بودن آن نسبت به قانون و انحرافاتی كه از جاده طبيعی پيدا

 

می‏كند ، بی نظمی و اغتشاش در سازمانهای‏ اجتماعی توليد می‏شد " نخستين بحث علمی و فلسفی

 

كه در اينجا به ميان می‏آيد اين است كه‏ سرچشمه اين اخلاق چيست ؟ چطور شد كه مثلا

 

خصيصه حيا و عفت در زن پيدا شد ؟ چرا مرد در مورد زن خود غيرت می‏ورزد ؟ آيا اين‏

 

غيرت همان حسادت معمولی است كه بشر آنرا در همه جامحكوم كرد و استثناء در اين يك مورد

 

آنرا پسنديده می‏داند ؟ يا چيز ديگر است ؟ اگر همان حسادت است علت استثناء چيست ؟ و اگر

 

چيز ديگر است چگونه می‏توان‏ آنرا توضيح داد ؟ همچنين منشأ زشت شمردن كشف عورت ،

 

فحشاء ، ازدواج با محارم و غيره چيست ؟ آيا سرچشمه اينها خود فطرت و طبيعت است ؟ آيا

 

فطرت و طبيعت برای اينكه به هدفهای خود نائل آيد و به زندگی بشر كه‏ طبعا اجتماعی است نظام

 

بدهد اين احساسات و عواطف را در بشر نهاده است ؟ يا علل ديگری در كار بوده و در طول

 

تاريخ در روحيه بشر اثر كرده تا تدريجا جزء ضمير اخلاقی بشر قرار گرفته است . اگر

 

 سرچشمه اين اخلاق طبيعت و فطرت است چرا اقوام ابتدائی و اقوام‏ وحشی زمان حاضر كه

 

هنوز مانند اقوام ابتدائی زندگی می‏كنند ، اين خصائص‏ را ، لااقل به شكلی كه انسان متمدن دارد

 

، ندارند ؟ و به هر حال اصل و منشأ هر چه باشد و گذشته بشريت به هر نحو بوده است ،

 

امروز چه بايد كرد ؟ بشر در زمينه اخلاق جنسی چه راهی را بايست پيش بگيرد كه به سرمنزل‏

 

سعادت نائل آيد ؟

 

نظر یادتون نره ممنونم که سرزدید یاعلی ....

 

 

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:41 توسط سوخته |