كليسا ازدواج را غير قابل فسخ ، و طلاق را ممنوع میشمارد ، گفته
میشود كليسا خواسته است بدين وسيله ازدواج را تقديس و از تحقير آن
بكاهد . ممكن است علت ممنوعيت طلاق و غير قابل فسخ بودن ازدواج از نظر
كليسا اين باشد كه خواسته است برای كسانی كه از بهشت تجرد رانده شدهاند
جريمه و مجازاتی قائل باشد .
چنانكه میدانيم عقايد تحقير آميز راجع به خود زن در ميان ملل و اقوام
قديم مبنی بر اين كه زن انسان كامل نيست ، برزخی است ميان انسان و
حيوان ، زن دارای نفس ناطقه نيست ، زن به بهشت هرگز راه نخواهد يافت
!
و امثال اينها زياد وجود داشته است ، اين عقايد و آراء تا آنجا كه از
حدود ارزيابی زن تجاوز نمیكند اثر روانی ، غير از احساس غرور در مرد و
احساس حقارت در زن ندارد . اما عقيده پليدی علاقه و آميزش جنسی مطلقا
روح زن و مرد را متساويا آشفته میسازد و كشمكش جانكاهی ميان غريزه طبيعی
از يك طرف و عقيده مذهبی از طرف ديگر به وجود میآورد . ناراحتیهای
روحی كه عواقب وخيمی بار میآورد همواره از كشمكش ميان تمايلات طبيعی و
تلقينات
مخالف اجتماعی پيدا میشود . از اين جهت است كه اين مسئله فوق
العاده مورد توجه محافل روانشناسی و روانكاوی قرار گرفته است .
با توجه به نكات فوق منطق عالی اسلام فوق العاده جلب توجه میكند ، در
اسلام كوچكترين اشارهای به پليدی علاقه جنسی و آثار ناشی از آن نشده است ،
اسلام مساعی خود را برای تنظيم اين علاقه بكار برده است .
از نظر اسلام روابط جنسی را فقط مصالح اجتماعی حاضر يا نسل آينده محدود
میكند و در اين زمينه تدابيری اتخاذ كرده است كه منجر به احساس
محروميت و ناكامی و سركوب شدن اين غريزه نگردد .
متأسفانه دانشمندانی امثال برتراند راسل كه از عقايد مسيحيت و بودائی
و غيره در اين زمينه انتقاد میكنند ، درباره اسلام سكوت مینمايند . راسل
در كتاب زناشوئی و اخلاق همين قدر میگويد : " كليه بانيان مذاهب
باستثناء محمد ( ص ) و كنفوسيوس ، اگر بتوان مسلك او ( كنفوسيوس ) را
مذهب ناميد ، توجهی به اصول سياسی و اجتماعی نداشته و كوشيدهاند تكامل
روح را از راه اشراق ، تفكر و فنا فراهم كنند .
ادامه بحث در پست بعدی انشاءالله....
.jpg)
+
نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 4:19 توسط سوخته
|