تبليغاتX
وبلاگ سوخته

در آغوش دریا...

كليسا ازدواج را غير قابل فسخ ، و طلاق را ممنوع می‏شمارد ، گفته‏


می‏شود كليسا خواسته است بدين وسيله ازدواج را تقديس و از تحقير آن‏

 
بكاهد . ممكن است علت ممنوعيت طلاق و غير قابل فسخ بودن ازدواج از نظر

 
كليسا اين باشد كه خواسته است برای كسانی كه از بهشت تجرد رانده شده‏اند


جريمه و مجازاتی قائل باشد .


چنانكه می‏دانيم عقايد تحقير آميز راجع به خود زن در ميان ملل و اقوام‏


قديم مبنی بر اين كه زن انسان كامل نيست ، برزخی است ميان انسان و


حيوان ، زن دارای نفس ناطقه نيست ، زن به بهشت هرگز راه نخواهد يافت‏


!
و امثال اينها زياد وجود داشته است ، اين عقايد و آراء تا آنجا كه از


حدود ارزيابی زن تجاوز نمی‏كند اثر روانی ، غير از احساس غرور در مرد و

 
احساس حقارت در زن ندارد . اما عقيده پليدی علاقه و آميزش جنسی مطلقا


روح زن و مرد را متساويا آشفته می‏سازد و كشمكش جانكاهی ميان غريزه طبيعی‏


از يك طرف و عقيده مذهبی از طرف ديگر به وجود می‏آورد . ناراحتی‏های‏


روحی كه عواقب وخيمی بار می‏آورد همواره از كشمكش ميان تمايلات طبيعی و تلقينات

 

 

مخالف اجتماعی پيدا می‏شود . از اين جهت است كه اين مسئله فوق‏


العاده مورد توجه محافل روانشناسی و روانكاوی قرار گرفته است .


با توجه به نكات فوق منطق عالی اسلام فوق العاده جلب توجه می‏كند ، در


اسلام كوچكترين اشاره‏ای به پليدی علاقه جنسی و آثار ناشی از آن نشده است ،


اسلام مساعی خود را برای تنظيم اين علاقه بكار برده است .


از نظر اسلام روابط جنسی را فقط مصالح اجتماعی حاضر يا نسل آينده محدود


می‏كند و در اين زمينه تدابيری اتخاذ كرده است كه منجر به احساس‏


محروميت و ناكامی و سركوب شدن اين غريزه نگردد .


متأسفانه دانشمندانی امثال برتراند راسل كه از عقايد مسيحيت و بودائی‏


و غيره در اين زمينه انتقاد می‏كنند ، درباره اسلام سكوت می‏نمايند . راسل‏


در كتاب زناشوئی و اخلاق همين قدر می‏گويد : " كليه بانيان مذاهب‏


باستثناء محمد ( ص ) و كنفوسيوس ، اگر بتوان مسلك او ( كنفوسيوس ) را


مذهب ناميد ، توجهی به اصول سياسی و اجتماعی نداشته و كوشيده‏اند تكامل

 

روح را از راه اشراق ، تفكر و فنا فراهم كنند .

 

ادامه بحث در پست بعدی انشاءالله....

 

 چشم به راه دریا...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم آذر 1386ساعت 4:19 توسط سوخته |