تبليغاتX

انسان خدایی ممکن الوجود و نیازمند به خدایی واجب الوجود و بی نیاز به نام الله است تمام صفات خدا در انسان هست مگر الله پس انسان هم می تواند خدا باشد : از مدیر سایت سوخته وبلاگ سوخته



                            به نام آنکه گر حکم کند همه محکومیم

 

گلایه ، انتقاد و راهکاری درباره تعامل بخشیدن به رابطه های الهی و عاطفی . . .

 

سالهاست داریم می نویسیم برا کی و برا چی خودمونم نمی دونیم

فقط یه طوری باشه پست این ماهمون حاضر بشه اونایی هم که دارن یه موضوع رو دنبال می کنن فقط دنبال جذب مخاطب و بالا رفتن آمار بازدید وبشون هستن غافل از اینکه همین وب نوشتن رسالتی رو بر عهده هر کدوم از ما گذاشته که باید در اون سربلند بشیم دوست عزیز دقت کن ما الان جرئی از تاثیر گذارترین افراد جامعه هستیم و باید به این موضوع فکر کنیم که دولت ما به فکر ما نیست این یک واقعیته ؛ با وجود اینکه یه جورایی خود من از وابسته های این نظام هستم ولی باید این واقعیت رو بپذیریم که نظام مال یه عده از مافیای قدرت هستن اخص دوم خردادی ها و اصلاح طلب ها و کارگزاران و . . .

این ماییم که کاری رو ارائه می کنیم که تلفیقی از هنر و خلاقیت و علم و عشق و احساس و صفات حسنه است نه سیاست مداران و نه بزرگمردان کشور . . .

این ماییم که باید نارسایی که در اعتماد سازی بین دل های  آدمها هست رو رسا و رسانا کنیم . . .

اگه منتظر این هستین که دولت ها این خلع رو پر کنن ؛ نه صابون به دل نزنید . . .

دولت ها فقط دنبال نیازمند کردن ملتشون به نظامشون برا بقای اونن ...

دوستان عزیز ما داریم زیر چکمه های دیکتاتوری زر و زور  له میشیم و خودمون هم به این له شدن راضی هستیم اگه راضی نبودیم کاری برای سعادت بشر می کردیم پیامبران زیادی اومدن و رفتن فقط برای یاد دادن و فهماندن کلمه عشق به انسان و چون درکی از عشق نداشتن یعنی نخواستن داشته باشند در غیاب پیامبرشون گوساله پرست می شدن یا حتی بچه اش رو تشنه لب با اهل خونواده اش سر می بریدند . . .

حالا هم دوست عزیز فرا روی من و شما فقط عواطف زمین خورده بشر هست و بس ما باید در درجه اول خودمون رو اصلاح کنیم و بعد دیگری رو به قول شاعر عزیز مرحوم آقاسی :

تربیت یعنی که خود را ساختن         بعد از آن بر دیگری پرداختن . . .

چرا که اگه ما برای بشر ننویسیم راه امروز ما امتداد راه جاهلان گذشته است . . .

این رو هم بدونین که مسول به وظیفه هستیم نه نتیجه . . .

این ماییم که باید پل شکسته بین دل آدمها رو بسازیم و رابطه های عاطفی نارسانا رو رسانا کنیم با آگاهی دادن با نوشتن و بودن در کنار یکدیگر و به هم تکیه کردن و پشت به پشت هم دادن برای ساخت جبهه ای ( وبلاگی توانمند و پر مغز ) متشکل از جوانان ( نویسنده های وبلاگ ) خوش ذوق و توانمند  . . .

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 2:48  توسط سوخته  | 



         

دوستان عزیز قصد دارم مطالب اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب رو

 

به جایی دیگر از وبلاگم منتقل و در صفحه اصلی مطالبی از دل نوشته

 

های خودم رو قرار بدم خوشحال میشم نظر شما دوستان عزیز رو در

 

مورد این طرح جدید بدونم . . .

 

                         موفق و سر بلند باشید . . .

              


      

                              بنام عشق مطلق

 

 

افـتـتاحیه سال 1387خورشیدی..............................

 

مهمون عزیزم سلام........

 

به همین راحتی اومد و به همون راحتی هم رفت...

 

سال رو میگم ...

 

 سال86 رفت وسال 87 اومد ...

 

سال جدید اومد در حالی که ما یک سال پیر تر از قبل شدیم...

 

سال جدید اومد در حالی که تنها تر از قبل من موندم و تو ، با دلی سرشار

 

از خاطرات تلخ و شیرین با بسیاری از ناملایمتی ها و کژ روی های

 

سرنوشت ؛ آری من و تو موندیم با کوله باری از آمال و آرزوها هنوز

 

خستگی سال قبل از تنمون در نرفته سالی دیگر اومد با غمهایی مضاعف

 

بر غمهای سال قبل ، هنوز آرزوهای سال قبل برآورده نشده فضای جدید

 

سال جدید آرزوهای نو تری رو در آدم زنده می کنه اخص در جوون

 

زنده دل و ضمیر روشن البته اگه عوامل انسانی و حکومتی بزارن کسی

 

به آرزوش برسه...

 

از خدا می خوام که همه توی این سال جدید به آرزوهاشون برسن به ویژه

 

جوونای عزیز....

 

سالی خوب و پر از عاطفه و عشق به یکدیگر رو براتون آرزو می کنم...

 

دلم بسیار گرفته سنگینی غم عجیبی رو در سینم حس می کنم...

 

سری است اندر دل اگر گویم زبان سوزد ...

 

و اگر پنهان کنم دانم که مغز استخوان سوزد ...

 

چیزی نگفتن بهتر است تکرار طوطی وار من ....

 

سال نو مبارک باد....

 

 

ادامه بحث گذشته در سال 1386

 

آيا اخلاق جنسی قديم را بايد حفظ كرد ويا بايد آنرا در هم ريخت و اخلاق‏

نوين جايگزين آن ساخت .

ويل دورانت ، با اينكه ريشه اخلاق را نه طبيعت ، بلكه پيش آمدهائی كه‏

احيانا تلخ و ناگوار و ظالمانه بوده است می‏داند ! مدعی است كه اين اخلاق‏

هر چند معايبی دارد اما چون مظهر انتخاب اصلح در مسير تكامل است بهتر

اين است حفظ شود .

وی درباره احترام بكارت و مسئله حيا و احساس شرم می‏گويد : " عادات‏

و سنن قديمی اجتماع ، نماينده انتخاب طبيعی است كه انسان در طی قرون‏

متوالی پس از گذشتن از اشتباهات بيشمار كرده ، و به همين جهت بايد

گفت با وجود آنكه احترام بكارت و احساس شرم ، از امور نسبی هستند و با

وضع ازدواج از راه خريداری زن ارتباط دارند و سبب بيماريهای عصبی می‏شوند

، پاره‏ای فوائد اجتماعی دارند و برای مساعدت در بقای جنسی يكی از عوامل‏

بشمار می‏رود.

فرويد و اتباع وی عقيده ديگری دارند ، مدعی هستند كه اخلاق كهن را در

امور جنسی بايد واژگون كرد و اخلاق جديدی را جايگزين آن نمود . به عقيده فرويد و اتباع

 

وی ، اخلاق جنسی كهن بر

اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتی بر سر بشر آمده است از

ممنوعيتها و محروميتها و ترسها و وحشتهای ناشی از اين ممنوعيتها كه در

ضمير باطن بشر جايگزين گشته آمده است .

برتراند راسل نيز در اخلاق نوينی كه پيشنهاد می‏كند همين مطلب را اساس‏

قرار می‏دهد .

او به عقيده خود در زمينه اخلاق جنسی از منطقی دفاع می‏كند كه در آن‏

احساساتی از قبيل احساس شرم ، احساس عفاف و تقوا ، غيرت ( حسادت از

نظر او ) و هيچ گونه احساس ديگری از اين گونه كه وی و امثال او آنها را

" تابو " می‏خوانند وجود نداشته باشد .

معانی و مفاهيمی از قبيل : زشتی ، بدی ، رسوائی در آن راه نيابد ، فقط

متكی به عقل و تفكر بوده باشد ، محدوديت جنسی را فقط آنقدر می‏پذيرد كه‏

در مورد ممنوعيتهای غذائی قابل پذيرش است . وی در كتاب " جهانی كه من‏

می‏شناسم " در فصل مربوط به اخلاق تابو در پاسخ پرسشی كه از وی می‏شود به‏

اينكه : " آيا هيچ گونه پند و اندرزی برای كسانی كه بخواهند درباره امور

جنسی خط مشی درست و عاقلانه‏ای در پيش گيرند داريد ؟ "

 

ادامه بحث در ماه آینده .........

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 5:14  توسط سوخته  | 



                                       بسم الله الرحمن الرحیم

 

اختتامیه سال 1386...

 

یک سال گذشت تو این سال طبیعت و سرنوشت خیلی از غم ها و شادی ها را بر ما تحمیل

 

کرد ولی باید این را بدانیم که جهان هستی و هر آنچه در آن است برای ما خلق شده و ما باید

 

سرنوشت خودمون رو خودمون رقم بزنیم ما می تونیم از تموم لحظه لحظه های زندگی هم

 

سود و استفاده رو ببریم و هم می تونیم خدای نکرده سوء استفاده بکنیم....

 

اینو بدونید دوستان عزیزم زندگی بی عشق هیچ است هیچ ، پس در کنار هم باشید و بدونید

 

آدمها عین پازل می مونن کامل نمیشن و معنی پیدا نمی کنن تا زمانی که در کنار هم نباشند

 

پس در کنار هم باشید در کنار آلام و آمال تلخ و شیرین....

 

با تشکر سجاد فتاحی مدیر وبلاگ www.sajjad-fattahi.blogfa.com

 

در اینجا هم وظیفه خودم می دونم که از تمامی کسانی که توی این چند مدت لطف کردن و به

 

ما سر زدن چه اونایی که تشویق کردن ، چه اونایی که انتقاد کردن ، و چه اونایی که ناسزا و

 

فحش بارمون کردن همه به اندازه وسعت دلشون برای ما قابل احترام بوده و هستن ما که

 

دلمون وسعتش به اندازه یه آبگیر کوچیک کنار یه پیاه رو خسته توی یه روز بارونی هم نبود

 

ولی چون شما عزیزان رو می دید با یه استعداد دریایی به استقبال شما می آمد...

 

از همه ممنونم و امیدوارم در سال آینده ما رو دوباره مثل همیشه مورد تفقد قرار بدید و

 

سربزنید و با نظرات کارگرتون ما رو یاری کنید از خدای عزیز سالی پر از بهروزی و

 

پیروزی را برای شما و خانواده محترمتون و هر کسی رو که دوستش دارین و براتون قابل

 

احترامه آرزو می کنم....

 

امیدوارم خوش و خرم باشید.....

 

دستام رو سایبون چشمام کردم و منتظر تجلی و حضور مهربانی های شما در وبلاگم هستم.

 

به امید سالی دیگر با روابطی تنگ تر و عاطفی تر....

 

سال 1387خورشیدی  بر شما عزیزان مبارک باد همچنین بر اون کسی که سالها انتظارش رو کشیدم و

 

هیچ وقت نفهمید که دوستش دارم....

 

عیدتون مبارک

 

 

این هم نمایی از پار کوهستان در شهر من کرمانشاه....

 

امیدوارم تعطیلات عید در خدمت شما هموطنان عزیز باشیم....

 

پارک کوهستان کرمانشاه

 

این هم تصویری از غروب زیبای دریاچه طاقبستان یا تفریگاه خسرو پرویز یعنی

 

طاقبستان....

 

طاقبستان محلی بسیار زیباست که شما را به دیدنش دعوت می کنم...

 

غروب دریاچه طاقبستان....

 

 

 همه شما عزیزان رو به خدا می سپارم انشاءالله که ایام به کام باشه....

 

نظر یادتون نره....

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 5:5  توسط سوخته  | 



                              

                                 بسم الله الرحمن الرحیم

 

                  السلام علیک یا علی بن موسی لرضا صلوات الله علیه

 

   شهادت سلطان سریر ارتضا آقا علی بن موسی الرضا المرتضی صلوات الله علیه

 

                   بر تمامی عاشقان علم و هدایت و قلم تسلیت باد.....

 

 

                     اخلاق جنسی در اسلام و جهان غرب

 

ادامه بحث گذشته :

 

در صفحات گذشته بحث مختصری در اطراف عقيده رائج جهان قديم به پليدی‏

ذاتی روابط جنسی مطلقا ، و تأثير سوء عميق اين عقيده در آشفته ساختن ضمير

بشر ايراد و به منطق عالی خدائی اسلام در اين زمينه اشاره شد در اين‏

صفحات آراء و عقايد متفكرين جديد در اين زمينه كه درست در نقطه مقابل‏

اسلاف خودشان است مورد بحث و تحقيق قرار می‏گيرد .

 

اخلاق جنسی (  ( ۱

اخلاق جنسی قسمتی از اخلاق به معنی عام است . شامل آن عده از عادات و ملكات و روشهای

 

بشری است كه با غريزه جنسی بستگی دارد . حياء زن از مرد ، غيرت ناموسی مرد ، عفاف و

 

وفاداری زن نسبت به شوهر ، ستر عورت ، ستر بدن زن از غير محارم ، منع زنا ، منع‏ تمتع

 

نظری و لمسی از غيرهمسر قانونی ، منع ازدواج با محارم ، منع نزديكی‏ با زن در ايام عادت ،

 

منع نشر صور قبيحه ،تقدس يا پليدی تجرد جزء اخلاق‏ و عادات جنسی بشمار می‏روند . اخلاق

 

جنسی به حكم قوت و قدرت فوق العاده غريزه كه اين قسمت از اخلاق بشری وابسته به آن است

 

، همواره مهمترين بخشهای اخلاق به شمار می‏رفته‏ است . ويل دورانت می‏گويد : " سر و سامان

 

بخشيدن به روابط جنسی هميشه‏ مهمترين وظيفه اخلاقی به شمار می‏رفته است ، زيرا غريزه

 

توليد مثل ، نه‏ تنها در حين ازدواج بلكه قبل و بعد آن نيز مشكلاتی فراهم می‏آورد . و در نتيجه

 

شدت وحدت همين غريزه و نافرمان بودن آن نسبت به قانون و انحرافاتی كه از جاده طبيعی پيدا

 

می‏كند ، بی نظمی و اغتشاش در سازمانهای‏ اجتماعی توليد می‏شد " نخستين بحث علمی و فلسفی

 

كه در اينجا به ميان می‏آيد اين است كه‏ سرچشمه اين اخلاق چيست ؟ چطور شد كه مثلا

 

خصيصه حيا و عفت در زن پيدا شد ؟ چرا مرد در مورد زن خود غيرت می‏ورزد ؟ آيا اين‏

 

غيرت همان حسادت معمولی است كه بشر آنرا در همه جامحكوم كرد و استثناء در اين يك مورد

 

آنرا پسنديده می‏داند ؟ يا چيز ديگر است ؟ اگر همان حسادت است علت استثناء چيست ؟ و اگر

 

چيز ديگر است چگونه می‏توان‏ آنرا توضيح داد ؟ همچنين منشأ زشت شمردن كشف عورت ،

 

فحشاء ، ازدواج با محارم و غيره چيست ؟ آيا سرچشمه اينها خود فطرت و طبيعت است ؟ آيا

 

فطرت و طبيعت برای اينكه به هدفهای خود نائل آيد و به زندگی بشر كه‏ طبعا اجتماعی است نظام

 

بدهد اين احساسات و عواطف را در بشر نهاده است ؟ يا علل ديگری در كار بوده و در طول

 

تاريخ در روحيه بشر اثر كرده تا تدريجا جزء ضمير اخلاقی بشر قرار گرفته است . اگر

 

 سرچشمه اين اخلاق طبيعت و فطرت است چرا اقوام ابتدائی و اقوام‏ وحشی زمان حاضر كه

 

هنوز مانند اقوام ابتدائی زندگی می‏كنند ، اين خصائص‏ را ، لااقل به شكلی كه انسان متمدن دارد

 

، ندارند ؟ و به هر حال اصل و منشأ هر چه باشد و گذشته بشريت به هر نحو بوده است ،

 

امروز چه بايد كرد ؟ بشر در زمينه اخلاق جنسی چه راهی را بايست پيش بگيرد كه به سرمنزل‏

 

سعادت نائل آيد ؟

 

نظر یادتون نره ممنونم که سرزدید یاعلی ....

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 6:41  توسط سوخته  | 




بهترين و زيباترين کدهاي جاوا اسکريپت به همراه آزمايش آن کد