تبليغاتX
وبلاگ سوخته

حمد خدای عزوجل را که هر دست و صورت نشسته ای وبلاگ نویس و آسیب شناس اجتماعی شد ، حمد خدای را که هر که اندک واحدی پاس کرده سیاست بلد شد، حمد الهه ای را که هر بازاری شناسنامه جعل کنی کارش رونق گرفت و بعد دکتری جعل کرد و بعد کاندید ریاست جمهوری شد من با طرفداران موسوی کاری ندارم چرا که اوضاع روحی خود و خانواده هایشان را مطالعه کرده ایم ، جناب موسوی آمدی جنگ جمل راه بیندازی خبر از وجود علی زمان نداشتی قبل از توبه سرت بریده شد؟؟!! خبرنداشتی ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست؟؟؟؟!!!!!  ولایت مداری؟؟!! چرا استعفای زمان نخست وزیریت را به رئیس جمهور وقت جناب آقای خامنه ای ندادی؟ چرا به امامی که سنگش را به سینه می زنی ندادی؟ چرا استعفایت رو به امامی ندادی که اینقدر از او دم میزنی و خود و دروغ های کثیفت را به آن عارف زمان منسوب میدانی؟ آن امامی که الان بهترین مستمسک برای پیش برد اهداف پلید و پلشتت شده!!، بهتر نبود  در کار تجارت و بازارت می ماندی ؟ بهتر نبود در زیرزمین های تهران با دوستان ولایتیت در کنار طراحی نقشه جنگ جمل و . . . به کار جعل شناسنامه و کارت پایان خدمت و دکتری می پرداختی ؟  همین برای تو بس و دیگر هیچ ای بی ارزش !!!!

هاشمی رفسنجانی تویی که می گویی اگر روزی آقای خامنه ای را نبینم آن روز بیمارم چرا نامه بدون سلام نوشتی؟ چرا جلوی دخترت را نگرفتی که در تهران خیابان و کوچه متر نکند ؟؟ چرا جلوی پسرانت را نگرفتی ؟؟ چرا نگذاشتی بچه های سپاه و ارتش ناوهای آمریکا را در منطقه نابود کنند با وجود اینکه نظر امام چیزی دیگر بود ؟؟ تو و فرزندانت را تشبیه به نوح و فرزندش می کنند اما فراموش کرده اند نوح از فرزندش و امثال او برائت کرد نه حمایت ؟؟!! چرا در عملیات لو رفته بازپس گیری فاو تو و محسن رضایی سکوت کردید دم برنیاوردید که نقشه لو رفته؟ چرا نگفتید؟ چرا از چندهزار جوان ما از آن عملیات یک نفر هم برنگشت؟ ، هاشمی و محسن رضایی اعتراف مرگبار کنید دست شما به خون چند هزار جوان رنگین شده است ؟؟ هاشمی و رضایی شما محکوم هستید !!!!!!!!!!!!!!!!!!

در اینجا ننگ پسر محسن رضایی را نمیگم چرا که به خودی خود آقایان محکوم اند و باید جلسه تفهیم اتهامات این خائنان برگزار شود و آقای کروبی عددی نیست درباره اش بنویسم .

کلام آخر طرفدارن موسوی بدانند سقوط اندیشه ها و اعتقاداتشان نزدیک است اگر توبه نکنند باید طرفداران موسوی و هاشمی بدانند یا خائن اند یا غافل .

خدا لعنت کند آنانکه آبروی لباس و سیادت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را می برند !!!!

+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 12:32 توسط سوخته |



سلام . . .

اولا طاعات قبول .   دوما  باید امروز از یه مطلبی دیگه براتون بگم  و اونم اینکه ما آدمها چرا با وجود اینکه

می دونیم  اما به آرامش نرسیدیم چرا هنوز از هم دوریم  چرا با هم پدر کشته گی داریم  چرا هنوز که

هنوز  جامعه بشریمون عین یه تیکه پازل پاشیده است کی میخوایم جمع شیم دور هم کی میخوایم

معنی بدیم کی میخوایم کامل بشیم  دولت مردان در سرتاسر جهان سر ملتشون کلاه میذارن این هوا

خلاصه حتی سر خودمون هم کلاه میذاریم مگه آخه قرار نبود ما آدم  باشیم  ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب حداقل نگیم من ملک بودم و فردوس برین جایم بود  . . .

بیاید بگیم همینی که هستیم  قبلش هم همین بودیم البته روز به روز بدی هامون رو آپ می کنین

ولی محسناتمون بابارن اندیشه و همدلی و مهربانی دور گذاشتیم  آخرش هم پلاسیده شدن . . .

خلاصه داشته ها و دونسته هامونم گویی به دردمون نمی خوره . . .

تموم ماه رمضونا به خروجی ماه فکر می کنم انگار تمرین و تقلید آدم شدن رو  فقط تو این ماه می دونیم

اما این جور نیست بیاید فکری برا رسم آدمییتمون بکنیم بیاید از خودمون ایراد بگیریم جلسه تفهیم

اتهامات و  اشتباهات برا خودمون علم کنیم نه ایرادهای توحیدی و کفر آمیز ما لیاقت وجود داشتیم پس

خلق کرد بقیه راه رو باید بریم . . .

آدم باشیم !!!!!!!

+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 12:20 توسط سوخته |



 

با سلام خدمت امام زمان صلوات الله علیه . . .

خب نیمه شعبان در راه است بازم نواهای دروغین یابن الحسن بیا بلند میشه البته اولیش خودمم

ها . . .

ما باید اینو بدونیم که امام زمان صلوات الله علیه کجا بیاد چرا بیاد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ما باید سعی کنیم خودمون به خودمون بیایم عرفان به دین سیاست عشق محبت آدمیت پیدا

کنیم تا امام زمان صلوات الله علیه پیش ما بیاد همین !!!!!!!!!!!!!!!!!!

انشاءالله که مشمول دعاهای اون حضرت بشیم . . .

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 18:2 توسط سوخته |



سلام . . .

اولا باید بگم آی بیننده عزیز وبم ببخشی ببخشی ببخشی ببخشی . . .

از سال گذشته زندگیم آبستن اتفاقات تلخ و بزرگی بود تا همین حالاش که در خدمت شماهستم .

از مرگ عزیزان گرفته اونم جوون تازه دونفر و . . . خلاصه دلم از دنیا سیر شده .

خدا رو دوست دارم اما خیلی هم ازش دلگیر هستم ! ! !

اعتراف دیگه هم اینکه خودم تنبلی کردم اما سعی می کنم دیگه تکرار نشه .

در آخر باید بگم که ببخشید دوستان خوب و همیشه همراهم اونم هزار تا . . .

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت 16:54 توسط سوخته |